هر وقت احساس کردی دلت برای کسی تنگ شده.
قلبت برای کسی می تپه
هر وقت دیدی چشمات بدون اینکه از تو اجازه بگیره
اشکاش رو گونه هات رها میشه
هر وقت شبا از خواب پریدی و اون جلوی چشمات بود .
دیگه بدون داری عاشق می شی...
____________________
هر گاه در وادی پر هیاهوی زندگی از قلوب بی عاطفه
انسان ها خسته شدی
تنها قلب من را به یاد آور که فقط به خاطر تو می تپید![]()
____________________
هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه!!
ولی حداقل می تونیم یادش بدیم وقتی که شکست
لبه ی تیزش دست اونی رو که شکستش رو نبره...
________________________
love is the only freedom in the world because it so elevates
the spirit that the laws of
humanity and the phenomena of nature do not alter its course..
عشق تنها آزادی در دنیاست زیرا چنان روح را تعالی می بخشد
که قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمیدهند..
_____________________
برای زیستن دو قلب لازم است: قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارد.قلبی که هدیه کند .قلبی که بپذیرد
قلبی که بگویید .قلبی که جواب بگویید.
قلبی برای من قلبی برای انسانی که من می خواهم تا
انسان را کنار خود حس کند..![]()
در دنیا منتظر کسی نباش که بیاید و تو بتونی با او زندگی کنی
در دنیا منتظر کسی باش که بدون او نتونی زندگی کنی![]()
![]()
____________________
پنج وارونه یعنی چه؟
خواهر کوچکم از من پرسید پنج وارونه یعنی چه؟
من به او خندیدم .کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان
دیدم.باز هم خندیدم.
گفت:دیروز خودم دیدم که پسر همسایه پنج وارونه به مینا می داد!!!
آنقدر خندیدم که طفلک ترسید .بغلش کردم و بوسیدم و گفتم:
بعد ها که باران بی وقفه ی دردسقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد!!!
بنام اون مهربونی که منو دیوونه ی تو کرد و تو رو دیوونه ی دیگری
کنار آشیانه ی تو آشیانه می کنم
فضای خانه را پر از ستاره می کنم
کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روی دیوار اتاقم تو یه قاب عکس چوبی
تو کنارمی هنوز با یه دنیا عشق و خوبی
تو کنارمی هنوزم میون این همه دیوار
هنوزم چشمای نازت تو چشمام زل زده انگار
گل سرخ یادگاریت میگه که آهای دیونه
اون دیگه بر نمیگرده چرا یادت نمیمونه
من که باورم نمیشه آخه هم بغض صمیمی
همه سهم من از تو بشه این عکس قدیمی
مگه میشه برنگردی من که باورم نمیشه
وقتی که هنوز تو این عکس با منی تا به همیشه
هنوز این اتاق خالی این چراغ نیمه روشن
همه شاهدن که تو هیچ وقت نرفتی از دل من
کاش که این دنیای دلگیر قد قاب عکس ما بود
تا فقط تنها واسه من تو دنیای تو جا بود
شاید اون وقت تو نگاهم دیگه بارونی نمی موند
دل من تو عکس کهنه دیگه زندونی نمی موند![]()
مدتی است احساس می کنم دیگه برات غریبه ام
یا شایدم غریبه ام
غریبه ام با گرمی دستات
با نگاه های زیبات
غریبه ام با خنده هات
احساس غریبی درمن چه بوددیگه حتی خنده هات دلموشادنمیکنه
غریبه ام با نوشته هات
با تمام واژه های با تو بودن
از تو خوندن
برای تو نوشتن
برای تو گریستن برای تو ماندن
ماندنی که شاید شده واسمون یه عادت
غریبه ام با محبت های تو با نوازشهایت با ماندنت
نمی دونم شاید این سرنوشته که حالا باید غم غریبی بخورم...
______________________
افسوس ... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم...و بعد...
بر می گرده نگات می کنه بدون براش مهمی
بر می گرده با عجله میاد به سمتت بدون براش عزیزی
برمی گرده نگات میکنه بدون براش قشنگه
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنی
میاد باهات اشک می ریزه بدون دوستت داره
با یکی حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته ______________________
هنگام جدایی به او صلیبی هدیه کردم گفت:این چیست؟
گفتم :هدیه!گفت:من دیگر تو را دوست ندارم!گفتم: میدانم!
گفت:پس چرا به من هدیه می دهی؟
گفتم:این صلیب رابه تو هدیه دادم
تا آن را روی گردنت بیاویزی و نگه داری که همگان بدانند
قلب تو گورستان عشق من است ________________________
اگه یه روز یکی بهت گفت دوستت دارم...
تو سعی نکن بهش بگی دوسش داری
اگه گفت عاشقته...
تو سعی نکن عاشقش بشی
اگه گفت همه زندگیش تویی..
سعی نکن همه زندگیت بشه
سعی کنی ازش متنفر بشی
________________________
خدایا اگه تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی می کشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمون می شدی از این که عشق رو آفریدی![]()
امیدوارم که خوب باشی
امروز دلم خیلی هواتو کرد خیلی جای خالیتو حس کردم
دوست داشتم باهات صحبت کنم اما ...
کاش می فهمیدی که به اندازه ی تمامه دنیا واسم عزیزی
کاش می فهمیدی تو واسم یه چیز دیگه ی
کاش می فهمیدی که چقدر واسم ارزش داری
کاش کاش کاش.....![]()
انقدر از این کاش ها گفتم که دیگه از همه چی خسته شدم
دوستت دارم بیشتر از بی نهایت
اینو بدون که هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی و کلاغ رو سفید
هر وقت تونستی آتش رو ببوسی و در ته دریا نفس عمیق بکشی
انوقت بدون که فراموشت کردم![]()
دوستت دارم ![]()
آخرین نقطه
هر بار که مرا می دید ساعت ها گریه می کرد
آخرین باری که سراغم آمددیوانه وار می خندید
وقتی نگاه استفهام را در نگاه من دید گفت:تعجب مکن
که چرا می خندم من دیگر آن دختر ساده لوح سابق نیستم
بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی و من های های گریستم
هنوز جمله اش تمام نشده بود که قطره اشکی سرگردان در
گوشه چشمش لنگر انداخت!!!
با تعجب گفتم :پس این قطره اشک چیست؟
اشک از گوشه ی چشمش پاک کرد و گفت: این؟!
این قطره اشک نیست!!می فهمی؟!
این آخرین نقطه ایی است که به آخرین جمله ی
آخرین فصل کتاب ایمان به عشق مردان گذاشتم ...
من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم جز به یکپارچگیشان در
((نامردی))![]()
من به انتها رسیدم تو واسم شروع کشیدی
دستامو گرفتی و من دوباره امید و دیدیم ...
و دیدیم روی گل برگهای مریم نقش خوشبختی کشیدم
می دونستم که دوباره شبی تو میای سراغم
گر چه بعد تو خاموش شد شعله ی گرم چراغم
فاصله ی بین من و تو هفتا آسمون نگاه بود
قلب من مثل همیشه بعد تو چه بی پناه بود
چمدون تنهاییمو پیش چشمای تو بستم
شیشه ی عمر غرور و واسه گریه هات شکستم
حالا تو هستی کنارم با یه آسمون ستاره...![]()
اگه کسی واقعا یکی رو دوست
داشته باشه . بیشتر
از اینکه بهش بگه دوستت دارم
میگه مواظب خودت باش .
پس مواظب خودت باش....![]()
![]()
رفتی و از رفتن تو قلب آینه شکست
کوچه ها در خلوت شب پنجره ها همه بست
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش خنجری
در سینه گاهش
توده ای ابر سیاهش
ــــــــــــــــــــــــــــ
بی تو من از نسل بارانم چون ابر بهارانم
گریانم بی تو من
با چشم گریان
سیله غم بود آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت مینشیند بر لبانم
ــــــــــــــــــــــــــــــ
میمیرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
غم در دل من به قدر عالمه
غم های عالم برای من کمه
رنگه غروبه دله افسرده ام
غرق سکوته وجود مرده ام
وای از منو غم های تو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هم خونه ی من ای خدا از من دیگه خسته شده
کتاب عشق ما دیگه خونده شده بسته شده
خونه دیگه جای غمه اون داره از من دور میشه
این خونه ی قشنگ ما داره برامون گور میشه
اون دست گرم مهربون با دست من قهر دیگه
چشمای غمگینش با من قصه ی شادی نمی گه
هم خونه ی من با دلم خیال سازش نداره
دستای مردونش دیگه میل نوازش نداره
وقتی به یاد اون روزا بوسه با موهاش می زنم
سرش به کار خودشه انگار نه انگار که منم
شب تا می خوام حرف بزنم اون خودشو به خواب زده
اون مثل روز گار شده یه روز خوبه یه روز بده
ای دل من ای دیونه بذار برم از این خونه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر عشقی می میرد
خاموشی می میرد عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را
نمی گیرد![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در سکوت و غربت شبها
دلم به یاد روی تو امید می گیرد
نگاهت را مگیر از من
که در دل حسرت چشمان تو از غصه می میرد![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش می شد بفهمی که وقتی چشمانم را به ندیدنت محکوم می کنی چه ظلمی در حق من روا می داری![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می دونم حالا هر جا هستی خوشی... منم فراموش کردی
ولی بدون تا جون دارم عشق تو از قلبم بیرون نمی ره
بدون من عشقم صادقانه بودو هست
بدون که من تو رو واسه خودت می خواستم نه چیز دیگه ای...
کاش می شد زمان برگرده به قبل که من دوباره تو رو داشته باشم .... ![]()
![]()
![]()